قلم

قلمزیباترین و تلخ ترین چیزی است که در عمرم دیده ام و میشناسم. زیباست به این خاطر که دوستش دارم و بدان عشق می ورزم و تلخ است بدین سبب که عشق تلخ ترین چیز دنیاست! روزی خواهم نوشت...افسوس

روزی خواهم نوشت که آرزو داشتم بنویسم، خواهم نوشت هر آنچه را که برای گفتن سنگین است و کلام یارای تاب و تحمل آن نیست. بزرگترین آرزوی من نوشتن است! چون با نوشته است که خدا می شوی و هرآنگونه که دوست داری ، میتوانی خلق کنی..! در نوشته کلمه ی بزرگتر به کلمه ی کوچکتر ظلم نمی کند!  گل رز، آب آتش، نسیم، یتیم،شاهزاده،فقیر،ثروتمند همه یکی هستند...

در نوشته است که میتوانی دنیای آرزوهایت را ببینی، دنیایی که تماما" مطیع فرمان توست، و همه ی مخلوقاتش مطیع امر تو هستند! آن دنیا، بهتر از این دنیای خاکی ماست. آنجا هیچ مخلوقی را نمی توانی بیابی که در مقابل خالقش قد علم کندو چیزی مخالف و مغایر با خواسته ی او باشد... کاش ما هم مثل کلمات یک نوشته بودیم و هیچگاه حریم یکدیگر را نمی شکستیم!!! و آنگونه حرکت میکردیم که خالق میخواهد و می فرماید... اما نه... نه! ما مقهور و مجهور خلق نشده ایم، کلمات مجبوراند و جبار آنها عنان و بنان است و قلم!

این است که ما را از یک نوشته متمایز می سازد...

/ 1 نظر / 4 بازدید