زندگی زیباست


زندگی چون کودکی تنهاست:
ساده وغمناک!،
اشک سردی همچون مروارید
میدود در جام چشمانش،
میچکد بر خاک،
سادگی در چهره اش پیداست!
گاه یک لبخند
میدمد در اسمان گونه هایش گرم،
می شکوفد در بنا گوشش
غنچه آزرم.
گاه ابر تیره اندوه
بر جبینش میگشد دامن
سر فرو می اورد نا شاد،
چون نهاهی نرمو نازک تن
در گذار باد

زندگی زیباست:
ساده و مغموم،
چون غزالی در کنار چشمه ای،در خلوت جنگل
مانده از دیدار جفت گمشده محروم
دیده اش از انتظاری جاودان لبریز
در بهاری سرد
مرغ زیبایی نشسته شادمان بر شاخه اندوه
سادگی افتاده همچون شبنمی از دیده مهتاب
در سکون حیرتی خاموش
بر عقیق بوته اعجاب
زندگی چون کودکی تنهاست:
ساده وغمناک،
زندگی زیباست
/ 1 نظر / 6 بازدید
دختر تنها

زندگی حکایت غریبی است.دورهایش باور تکردنی و نزدیکیهایش دور از ذهن... یه روزی گمان می‌کنید میهمان دریای بزرگی هستید که به مرور زمان به اقیانوس می‌رسه و دنیا رو به زیبایی از دریچه قلب نظاره گر می‌شید ..... اما یه روزی به خودتون می‌آید و می‌بینید به جای دریا میهمان مردابید، مردابی تنها، با نیلوفرهای اندکی که تنها دلخوشیهاش هستن، هر روز به تماشای پرپر شدن نیلوفرها می‌شینید و می‌بینید که روز به روز کمتر و کمتر می‌شن و به جای هر نیلوفر که خداحافظی می‌کنه کف مرداب پر از انبوه گل و لای و شن می‌شه و به زودی زمانی خواهد رسید که به جای مرداب میهمان باتلاق باشید، باتلاقی که تمام مرداب رو به مرور زمان بلعیده و دیگه خبری از اون مرداب مرموز و تنها و نیلوفرهای زیباش نیست و هرچی که هست یه گودال، پر از گل ولای و شن که از تنهایی هر چیز یا کسی که بهش نزدیک می‌شه رو واسه داشتن و دور شدن از تنهایی می‌بلعه، اونقدر به بلعیدن ادامه می ده که روز به روز کوچیک و کوچیک تر بشه و دیگه اثری ازش به جا نمونه ..... زندگی حکایت غریبی‌ست، دورهایش باور نکردنی و نزدیکیهایش دور از ذهن .... زندگی پر از ابهام است، پر از فصلهایی که در ظاهر